تبلیغات
یاد یاران جنگ - برای تویی که عباس از تو بود
 
      یاد یاران جنگ
YadeYaraneJang

بسم الله الرّحمن الرّحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم 

سر تیتر جراید
برنامه های اندرویدی
درباره وبلاگ


رهبر کبیر انقلاب
ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت غرب و شرق را شکستیم.
***
مقام معظم رهبری
زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
***
مقام معظم رهبری
شهدا ستارگان درخشانی هستند که می توان با آنها راه را پیدا کرد.
***
مقام معظم رهبری
یاد دوران دفاع مقدس را نگذارید از یادها برود. خاطره‌ی این سرزمین‌ها را زنده نگهدارید. دشمنها می‌خواهند قضیه دفاع مقدس، فداکاری‌ها و شخصیتهایی که در این فداکاری‌ها نقش آفریدند، اینها را یا نشناسیم یا از یاد ببریم.

کارنامه عملیات ها
وضعیت آب و هوا
حدیث تصادفی
اوقات شرعی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



برای تو می‌نویسم 25 آبان 1393 ساعت 18:21

برای تویی که عباس از تو بود


خبر همان لحظه در رسانه‌ها منتشر شد و چند کلمه‌ای بیشتر نبود؛ «بانو فاطمه خوئینی مادر شهید عباس بابایی به دیدار فرزند شهیدش شتافت».

چه باید نوشت و از که باید گفت؟ وقتی قرار می‌شود از مادری بنویسی که در کمال صبوری و متانت سال‌های بسیاری را در انتظار نگاهی دوباره از فرزند شهیدش سپری کرده است، ناگهان قلمت سنگین می‌شود و دستانت به رعشه می‌افتد. چه باید بنویسی تا قدر مادری مانند او ادا شود؟

 یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه؟

سلام بانو!

می‌خواهم از تو بنویسم و از صبوری تو. برای تویی که تمام ایمانت را در تربیت عباست گذاشتی. برای تو می‌نویسم؛ نه به قدر بلند تو که ذهن من یارای رسیدن به منزلت تو را ندارد.

درست همین دیشب بود که بانو فاطمه خوئینی مادر خلبان شهید سرلشکر عباس بابایی پس از سال‌ها دوری و دلتنگی، میهمان فرزند شهیدش شد.

بانو خوئینی همان مادری بود که عقاب تیزپرواز دشت‌های آسمان از دامن او قد کشید و بالا رفت. در وصف بی‌تابی چنین مادری برای تبسم دوباره فرزندش، نوشته‌ای که گویای ایستادگی چنین مادری باشد به قلم نمی‌آید.

همان مادری که در جایی از غم فراق پسرش گفته بود: "زمانی که عباس برای طی دوره خلبانی به آمریکا اعزام شد، هر روز که غروب می‌شد از غم فراق عباس دیوانه می‌شدم؛ به حیاط می‌رفتم و روی تخت می‌نشستم و به آسمان نگاه می‌کردم. مگر می‌شود که آدم سه سال فرزندش را نبیند."

حال تو رفته‌ای و مانده است کاغذ و قلمی که در رثای مجاهدت و ایمان تو بنویسد و شرح دهد آنچه را که سال‌‌ها در محاق سکوت و صبورانه بر آن چشم بستی.

غربت غمگین سال‌های بدون عباس را چگونه به سر کردی بانو؟

سلام ما را به فرزند شهیدت برسان ...

انتهای پیام/





نوع مطلب : جهاد و شهادت، 
برچسب ها : خانواده شهید،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





وصیت شهدا
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالب درج شده:





روزشمار جنگ
مستندات
چندرسانه ایی
هشت سال جنگ
مطالب اخیر
معرفی وبگاه
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

ساعت و تقویم
 
 
بالای صفحه