تبلیغات
یاد یاران جنگ - اسارت یعنی
 
      یاد یاران جنگ
YadeYaraneJang

بسم الله الرّحمن الرّحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم 

سر تیتر جراید
برنامه های اندرویدی
درباره وبلاگ


رهبر کبیر انقلاب
ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت غرب و شرق را شکستیم.
***
مقام معظم رهبری
زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
***
مقام معظم رهبری
شهدا ستارگان درخشانی هستند که می توان با آنها راه را پیدا کرد.
***
مقام معظم رهبری
یاد دوران دفاع مقدس را نگذارید از یادها برود. خاطره‌ی این سرزمین‌ها را زنده نگهدارید. دشمنها می‌خواهند قضیه دفاع مقدس، فداکاری‌ها و شخصیتهایی که در این فداکاری‌ها نقش آفریدند، اینها را یا نشناسیم یا از یاد ببریم.

کارنامه عملیات ها
وضعیت آب و هوا
حدیث تصادفی
اوقات شرعی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 17 مرداد 1394



هر روز از دوران هشت ساله ی دفاع مقدّس قصه های واقعی و به یاد ماندنی همراه با خود دارد که با تمام سختی های آن شیرین و دلنشین است. درست است جنگ به مفهوم واقعی خود برای هر انسان در هر مسلک و دینی نا خوشایند است اما یکی از دلایلی که جنگ یا به عبارتی زیباتر، دفاع مقدّس ما را از جنگهای دیگر متمایز کرده ، صبغه ی الهی و مذهبی یا همان جهاد فی سبیل الله که یکی از فروع دین مان نیز هست می باشد. شهادت ، مجروحیت و اسارت واژه هایی شاخص در دفاع مقدس ماست.


هر روز از دوران هشت ساله ی دفاع مقدّس قصه های واقعی و به یاد ماندنی همراه با خود دارد که با تمام سختی های آن شیرین و دلنشین است. درست است جنگ به مفهوم واقعی خود برای هر انسان در هر مسلک و دینی نا خوشایند است اما یکی از دلایلی که جنگ یا به عبارتی زیباتر، دفاع مقدّس ما را از جنگهای دیگر متمایز کرده ، صبغه ی الهی و مذهبی یا همان جهاد فی سبیل الله که یکی از فروع دین مان نیز هست می باشد. شهادت ، مجروحیت و اسارت واژه هایی شاخص در دفاع مقدس ماست.

هر کدام از این کلمات بار معنوی خاصی دارد . آنچه در این مجال از آن سخن به میان می آوریم نیمه ی پنهان دفاع مقدّس است که بسیار ناشناخته و در پس پرده پوشیده شده است . آری جنگ نابرابر در سلول های سرد و مخوف رژیم بعث که بیش از چهل هزار اسیر از نیروهای مردمی ، بسیج ، سپاه ، ارتش و ... را در وضعیتی نامناسب و رفتاری وحشیانه ، مدت زمانی بیشتر از ده سال در خود جای داد ، باید اسارت را به معنای صحیح آن برای آگاهی و ثبت و ضبط آن در تاریخ معاصر کشورمان معنا کنیم تا آیندگان و نسل امروز بدانند که روزگاری بهترین و فداکارترین انسان های نهضت خمینی ( ره ) توانستند با استقامت و پایداری در اردوگاه های موصل 1، 2 ، 3، 4 ، رمادی‌، عنبر ، تکریت و ... در مقابل سربازان و درجه داران و افسران از خدا بی خبر بعثی چنان بایستند که حسرت شنیدن یک آه را بردل دشمن قرار بگذارند.

انسان اگر با بهترین امکانات، در خوش آب و هواترین نقطه ی جهان باشد دوری از خانواده و خویشان و وطن برایش سخت و نگران کننده است چه برسد به اینکه اسیر دژخیمان رژیم بعث عراق باشد. حال اگر بخواهیم ذره ای کوچک از یک روز اسارت اسیر را که هم از نظر روحی و جسمی در تنگنا است بیان کنیم یقیناً نخواهیم توانست آنچه را که شایسته و بایسته است به نحو مطلوب ارائه دهیم. آزادگان با روحیه ای خاص خود، با توکّل به خدا و توسّل به ائمه ی اطهار و از خود گذشتگی و ایثار چنان درسی به عراقی ها و نیروهای صلیب سرخ دادند که به اقرار آنها در طول جنگ های گذشته هیچ کدام از اسرای جنگی دارای چنین روحیاتی نبوده اند. حال كه سخن از اسارت است این وظیفه و مسئولیت خطیر، مرا بر آن داشت كه نكاتی هرچند مختصر برای مخاطبین بیان كنم تا مظلومیت دوستان و برادران عزیزم در دوران اسارت را كه با جان و دل از همه چیز خود گذشتند و پوزه ی صدام و منافقین را به خاك مالیدند تا حدودی بر آنان كه وارث این خون ها و مظلومیت ها هستند مشخص شود.

پرده برداشتن از رفتار وحشیانه و غیرانسانی جنایتكاران رژیم بعث عراق از ابتدای اسارت تا پایان آن كه قریب به ده سال طول كشید باعث می شود تا نسل های بعدی بدانند آنچه كه تاكنون از حماسه آفرینی های اسارت، مقاومت اسراء و رفتار غیر انسانی رژیم بعث گفته، شنیده یا نوشته شده بسیار اندك و ناچیز است. واقعیت های اسارت به این سادگی و راحتی قابل گفتن نیست. عدم احساس مسئولیت و سكوت ذلت بار صلیب سرخ جهانی در برابر وحشی گری های رژیم بعث با اسرای ایرانی كه با تأسّف با گذشت بیش از بیست سال از ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی ، هنوز در خاموشی نهفته است خود جای بسی تأمّل دارد. سخن گفتن از اسارت شاید برای خیلی ها معنا و مفهومی نداشته باشد.اما اگر آنان خود آن روزهای طلائی و پرافتخار را از نزدیك درك كرده بودند هرگز نگاهی اینگونه نداشتند.

اما معنا و مفهوم اسارت:

لحظه ی اسارت یعنی اوج غافلگیری و بدترین خاطره ی دوران زندگی یك اسیر، آن هم توأم با تجاوز ارتش بعثی به خاك میهن و تجاوز به انقلاب اسلامی. اسارت یعنی مواجه شدن با یك زندگی غیر قابل تصور و دور از انتظار توأم با افكار رؤیاهای پوچ و رها نشدنی. اسارت یعنی آه و حسرت، رنج و محنت، درد و مشقت، سختی و مصیبت، ناله و فریاد،ترس و اضطراب،كابوس و وحشت ، كم خوابی و بی خوابی، تحمیل و تحقیر ، محرومیت و محدودیت، بی حرمتی و اهانت، یأس و ناامیدی، سرنوشت نامعلوم و بی خبری از وطن و خانواده، فراقت و غربت، خبرهایی یك طرفه و مغرضانه همراه با  شایعه، چشم انتظاری و بلاتكلیفی، آرزوهای دور و دراز  اما دست نیافتنی،معاشرت اجباری با افراد مختلف با عقاید و سلیقه های گوناگون، آرزوی فرار و نجاتی غیر ممكن ، راز خود را پنهان داشتن از ترس این كه مبادا بغل دستی‌ات جاسوس باشد، یعنی‌روزها،ماه ها و سالهای تكراری توأم با یك غم جانكاه، دیدن مكرر چهره های كریه جلادان كلاه قرمز بعثی كابل به‌دست، از سوی دیگر دیدن چهره های مظلوم و اندوهناك زنان و افراد كم سن و سال گرفتار در چنگال بعثیان ددمنش، ناله و فریاد دلخراش اسرای مریض در داخل آسایشگاه و... .

مواقعی پیش می آمد كه بچه ها شب را تا صبح از درد به خود می پیچیدند ولی فریادرسی نبود آنها در نهایت، جان به جان آفرین تسلیم می كردند. من خودم شاهد بودم و دیدم یكی از بچه ها به نام كاظمی كه اهل قصر شیرین بود شب تا صبح ناله كرد و از درد به خود  پیچید. هرچه فریاد می زدیم یك نفر در حال مرگ است هیچ گوشی شنوا نبود، تا اینكه بعد از نماز صبح در نهایت مظلومیت و غربت دار فانی را وداع گفت. اسارت یعنی سوختن و ساختن، خون دل خوردن و مدارا كردن با كمترین امكانات، كنار آمدن با یك قالب صابون،یك لیوان پودر لباسشوئی برای یك ماه شستن لباس و هم برای ظرف غذا. جیره ی غذای 24 ساعته مان دو قرص نان شبیه نان ساندویچی های قدیمی البته كوچكتر از آن بود. تازه آن ها را در كنار اردوگاه نگه می داشتند تا خشك و بیات شود.آن وقت به اسراء می دادند و می گفتند اسیر ایرانی نباید نان گرم بخورد. غذای هر نفر در 24 ساعت هم تنها چهار قاشق برنج نیم پخت بود. خورشت غذا خصوصاً در اوایل اسارت  بیشتر مواقع پوست بادمجان، كمی رب گوجه فرنگی و كمی روغن با آب فراوان بود.بعضی مواقع هم آبگوشت گوشت گاو كرم زده می دادند. سوخت زیر دیگ ها به وسیله ی لاستیك فرسوده تأمین می شد. بریدن لاستیك ها خودش شكنجه دیگری بود. اردوگاه را دود لاستیك فرا می گرفت. غذا كاملاً بوی دود می داد. خوابیدن در فضایی به عرض 60 سانتی متر و طول یك متر و بیست سانتی متر در طول ده سال آن هم به پهلو كار ساده ای نبود. اسارت یعنی حمام كردن در سرمای زمستان با آب سرد. بعضی مواقع اسیر در اثر شدت سرما زیر آب دوش سرد سكته می كرد و قسمتی از بدنش فلج می شد. اسارت یعنی موقع استفاده از سرویس های بهداشتی و حمام یكباره فشار آب را به حدّی كم می كردند كه به ناچار با حوله، تن صابونی مان را تمیز می كردیم و از حمام بیرون می آمدیم. در سال های اول اسارت صد نفر از دو عدد دوش حمام آن هم بصورت عمومی استفاده می كردند و اینكه چگونه استفاده می كردیم خود داستان دیگری است.

اسارت یعنی عدم امكان رعایت نظافت و بهداشت طوری كه اوایل اسارت سرویس های بهداشتی اردوگاه پر از لجن و كثافت می شد. در  طول شبانه روز به صد نفر یك ربع وقت برای استفاده از سرویس های بهداشتی و حمام كردن می‌دادند به جهت محدودیت زمانی ناچار در داخل آسایشگاه معمولاً از محل پنجره ها رفع حاجت صورت می گرفت. بوی مشمئز كننده و تهوع آور و به تبع آن شپش، ساس، گال و انواع حشرات موزی كه باعث خارش بدن توأم با انواع و اقسام امراض می شد، اسرا را كلافه كرده بود.

در تنگدستی اسارت ،گذشت، سخاوت و انفاق ارزش خاصی داشت.سال 1367 در اردوگاه رمادی رژیم بعث به خاطر اینكه بگویند ما به اسرای ایرانی میوه می دهیم روزی مقداری سیب و پرتقال در داخل یك ظرف در وسط آسایشگاه قرار دادند و به اسرا گفتند كسی حق ندارد دست به میوه ها بزند تا ما فیلم برداری كنیم. اسرا را كنار میوه ها نشاندند و فیلم گرفتند. فیلم برداری كه تمام شد با بی شرمی تمام میوه ها را برداشتند و بردند. یكی از اسرا به نام خسرویان كه اهل اصفهان و درجه دار ارتش بود توانسته بود یكی از سیب ها را به قول خودمان كش برود و آن را داخل كیسه سربازی ای كه در اختیار داشتیم برای روز مبادا قرار بدهد. بعد از چند روز ،آن روز مبادا فرا رسید، عراقی ها اسرا را سه شبانه روز بدون دلیل بی آب و نان داخل آسایشگاه ها گذاشتند و درها را بستند و رفتند و روز سوم كه شد بیشتر اسرا توان حركت نداشتند حتی با هم صحبت نمی كردیم كه انرژی مصرف نشود. در آن شرایط طاقت فرسا آن برادر اصفهانی سیبش را از داخل كیسه در آورد و آن را بین صد نفر تقسیم كرد. همان مقدار كم را داخل دهانمان گذاشتیم. با مزه مزه كردن آن احساس می كردیم كه كمی رمق گرفته ایم. آن روز خسرویان می توانست آن سیب را زیر پتویش بخورد، بدون این كه كسی متوجه خوردنش شود ولی او این كار را نكرد و در نهایت گذشت و سخاوتمندی سیب را در اختیار هموطنان اسیرش قرار داد. این است معنی واقعی گذشت و سخاوتمندی.

در اسارت ، زمان شكنجه معلوم نبود به همین خاطر انتظار كشیدن برای شكنجه شدن و نظاره بر شكنجه ی دیگران خودش یك نوع شكنجه به حساب می آمد. هجوم غافلگیرانه ی جلّادان كابل به دست كه برایشان خواب و بیداری اسرا معنا نداشت و به شكنجه به عنوان یك تنوّع دركار روزانه نگاه می كردند، تمامی نداشت. آن ها وحشیانه با سر و صداهای عجیب و غریب وارد آسایشگاه می شدند و تا جایی كه توان داشتند بر بدن ضعیف اسرا كابل می زدند.( البته افراد شناخته شده كه طرفدار پروپاقرص نظام جمهوری اسلامی بودند در این بین بیشتر كتك می خوردند.)

اسارت یعنی كار و بیگاری توأم با ضرب و شتم. كامیون های كمپرسی در محوطه ی اردوگاه شن خالی می كردند و اسرا را وادار می كردند شن ها را با دست پهن كنند. اینقدر این كار ادامه پیدا می كرد تا اینكه از سر انگشتشان بچه ها خون جاری می شد. یكی دیگر از شكنجه های روحی و جسمی بعثی ها این بود كه در داخل محوطه ی اردوگاه در مساحتی حدود دوهزار متر مربع آب فاضلاب را روی زمین رها می كردند و اسرایی را كه از دیدگاه عراقی ها حزب الهی بودند وارد زمین سرشار از لجن و كثافت می كردند و با زور كابل دستور می دادند داخل لجن ها بدوند. در حال دویدن سربازان عراقی ها پا جلوی پای بچه ها می گذاشتند تا بچه ها به شدت به زمین بخورند. پس از مدتی  و به زور وادارمان می كردند كه به سرو صورت یكدیگر لجن بمالیم، اما بچه ها از این كار امتناع می كردند. با همان وضع بدون اینكه لباس از تن خارج كنیم زیر دوش آب سرد می بردند و بعد ما را وارد آسایشگاه می كردند. اسرایی كه داخل آسایشگاه بودند به افتخار مقاومت برادرانشان صدای الله اكبر و صلواتشان در اردوگاه طنین‌انداز می شد. به خاطر تكبیر، مجدداً اسرا زیر شكنجه می رفتند اما در نهایت جلّادان بعثی بودند كه از شكنجه كردن خسته می شدند.

اسارت یعنی شكنجه ی روحی، شكنجه ی جسمی و در كل یعنی جنگ اعصاب، یعنی كشیدن دندان بدون اینكه لثه بی‌حس شود، یعنی انتقال بیماران به بیمارستان توأم با شكنجه، یعنی آمپول زدن به كفل به حالت سرپا، یعنی یك روز قبل از فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی تزریق آمپول هایی به اسرا كه تا سه روز حالت سردرد، تهوع و استفراغ دچارشان شود و نتوانند عزاداری كنند.

در اردوگاه رمادی یك افسر اطلاعاتی به نام عزالدّین با ضربات مشت و سیلی، فك می شكست و پرده گوش پاره می‌كرد. ضمناً اسرا در یك موقعیّت مناسب از تاریكی شب استفاده كردند و انتقام سختی از عزالدّین گرفتند.

سرباز دیگری به نام نبی، كاری با بچه ها می كرد كه بعضی از اسرا زیر شكنجه هایش از هوش می رفتند. اردوگاه موصل، یك درجه دار به نام جاسم داشت كه با ضربات كابل معروف به سه شعبه، از بدن اسرا خون جاری می كرد.

سرباز دیگری هم به نام جمعه علاوه بر ضرب و شتم با بلوك سیمانی كمر اسرا را می شكست و آن ها را قطع نخاع می‌كرد.ناگفته نماند این ها گوشه ای از رفتار جلّادان  بعثی  در طول سالهای اسارت بود. در اردوگاه ها، زندان ها و سیاه چال های ر‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژیم بعث بسیاری از اسرا نقص عضو و بسیاری دیگر زیر شكنجه ها به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. با تمام این تفاصیل  سخت ترین مصیبت برای اسراء  در درجه اول وجود نحس دشمن متجاوز در سرزمین میهن اسلامی بود و بعد هم دیدن وجود كریه عده ی قلیل خودباختگان ایرانی كه با رژیم بعث همكاری داشتند.

اسارت یعنی قدر عافیت دانستن،اسارت یعنی به قناعت معنی دادن. اسارت و قربت، عشق به وطن، هموطن و خانواده را در دل شعله‌ور می كند،اسارت عاطفه ی خانوادگی را پر معنی می كند.به عنوان مثال مادر یعنی صفای دل، پدر یعنی آرام‌بخش خانواده ، فرزند یعنی حلاوت زندگی، برادر یعنی پشتیبان، خواهر یعنی غمخوار، همسر یعنی وفادار. وفاداری یعنی پایداری در سختی‌ها و در پی آن كسب عزت و سعادت دنیا و آخرت، پس همسر نسبت به دیگران نقش مهمتری دارد. افسوس، پشتیبانی و عذاب وجدان در اسارت معنای دیگری داشت. پشتیبانی برای آنان كه در حق دیگران وب‍ه پدر و مادر و همسر كوتاهی یا ظلم كرده بودند. اسارت بود كه عملاً به اسرا آموخت بدون رضایت پدر و مادر زندگی صفا و خوشی ندارد.

اسارت با تمام سختی‌ها و مرارت‌هایش بهترین دانشگاه خودشناسی و خودسازی بود. چون انسان بدون خودسازی نمی‌تواند موفّق باشد.

دعا و مناجات های اسارت از نظر روحی و معنوی حال و هوای خاص خودش را داشت. این اسارت بود كه عملاً به ما آموخت انسان چگونه از گل نازكتر، از كوه استوارتر و از فولاد مقاوم‌تر است. انسانی كه فاقد ایمان و اراده باشد و امید و توکّلش در اثر حرارت ذوب می شود ولی انسان با ایمان تا آخرین نفس پایدار می ماند. مکمل های انسان های  با ایمان ، توکّل به خدا ، نماز با حضور قلب ، انس با قرآن ، تدبیر در آیات و معانی آن ، پیروی از راه ائمه هدی ( ع)، عبرت گرفتن از تاریخ ، مشورت با انسان های عالم ، آگاه ، با ایمان و با تجربه ، در واقع وجود انسان های آگاه و  با ایمان در اسارت نعمتی بود برای دیگر اسرا.

سلام و درود الهی بر آزادگان سرافراز و سلحشوری که در برابر تمام مصائب و مشکلات اسارت طبق وظیفه ی شرعی عمل کردند و هرگاه صلاح دیدند طبق وظیفه ی شرعی تقیه و سکوت کردند یا اینکه فریاد زدند ، شکنجه شدند ، زیر شکنجه ها جانانه مقاومت کردند و حتی در چنگال دشمن بعثی مبارزه کردند و تا حد شهادت پیش رفتند ولی تن به ذلت ندادند . در واقع رنگ تیره ی اسارت را با رنگ خدایی روشن کردند. اسارت عملاً به ما آموخت اسیر واقعی کسی است که از هوای نفس پیروی کند. خداوندا ما را با قوانین قرآن بیشتر آشنا نما و در عمل به احکام قرآن یاری فرما ، ما را با آئین پیامبر و اهل بیتش زنده بدار و بمیران ، کشور ما ملت ما رهبر ما را از بلیات ارضی و سماوی مصون و محفوظ بدار. آمین

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان،گردنیم
اگر خنجر دوستان،گرده ایم
گواهی بخواهید:اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
مرحوم قیصر امین پور

 

اثری از : سردار سرتیپ 2 پاسدار آزاده مصطفوی و سرتیپ 2 جانباز آزاده کامبیز زندی
 

 





نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : آزادگان،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





وصیت شهدا
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالب درج شده:





روزشمار جنگ
مستندات
چندرسانه ایی
هشت سال جنگ
مطالب اخیر
معرفی وبگاه
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

ساعت و تقویم
 
 
بالای صفحه