تبلیغات
یاد یاران جنگ - راه قدس از کربلا
 
      یاد یاران جنگ
YadeYaraneJang

بسم الله الرّحمن الرّحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم 

سر تیتر جراید
برنامه های اندرویدی
درباره وبلاگ


رهبر کبیر انقلاب
ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت غرب و شرق را شکستیم.
***
مقام معظم رهبری
زنده نگاه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
***
مقام معظم رهبری
شهدا ستارگان درخشانی هستند که می توان با آنها راه را پیدا کرد.
***
مقام معظم رهبری
یاد دوران دفاع مقدس را نگذارید از یادها برود. خاطره‌ی این سرزمین‌ها را زنده نگهدارید. دشمنها می‌خواهند قضیه دفاع مقدس، فداکاری‌ها و شخصیتهایی که در این فداکاری‌ها نقش آفریدند، اینها را یا نشناسیم یا از یاد ببریم.

کارنامه عملیات ها
وضعیت آب و هوا
حدیث تصادفی
اوقات شرعی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



جبهه‌های نبرد ما امروز جایگاه تحقق تاریخ آینده‌ی كره‌ی زمین است و آنچه این عهد را بر گرده‌ی ما استوار می‌دارد، پیمانی ازلی است كه پروردگار متعال از انسان گرفته است و الحق رزمندگان ما، این راهیان تاریخ، چه خوب از عهده‌ی ادای پیمان بر آمده‌اند. دوربین فیلمبرداری بسیار ضعیف‌تر از آن است كه بتواند حقیقت این نبرد را ثبت كند. آن حقیقت شگرفِ تحقق نهایی اراده‌ی حضرت حق كجا می‌تواند در تصاویری محدود بگنجد؟ بین عكس و صاحب عكس چه رابطه‌ای است؟ اگر این فیلم‌ها بتواند سخنی از حقیقت تاریخ بگوید، در همین حد است و نه بیش‌تر.




رزمنده‌ای داخل سنگر نشسته و برای پدر و مادرش نامه می‌نویسد:

مادر جان، شیرت را بر من حلال كن؛ همان شیری كه دهه‌ی اول محرم با اشك‌های شوری كه برای تنهایی حضرت زینب می‌ریختی، درهم می‌آمیخت و در كام من می‌نشست و جانم را با مهر حسین (ع) پیوند می‌زد.

پدر جان، دست‌های پینه‌بسته‌ات را از دور می‌بوسم. كاش اینجا در كنار هور كه تا افق‌ گسترده است و اكنون رنگ آسمان ابری را به خود گرفته است بودی و این تلاش عظیم را می‌دیدی؛ این بچه‌های جهادی را كه «یا علی»گویان پل‌ها را جا به جا می‌كنند و عكس امام را به نشانه‌ی اینكه در قلبشان جای دارد بر سینه آویخته‌اند. و آن دیگران را كه لاینقطع با هلی‌كوپتر از راه می‌رسند و قدم در آن جاده‌ای می‌گذارند كه به سوی نور، به سوی مطلع عشق گسترده است. و پدر جان، من یقین دارم كه این همان طریق وسطایی است كه نه به چپ گرایش دارد و نه به راست.

به‌راستی آن اشتیاقی كه این بچه‌ها را به تلاش وا می‌دارد از كجا آمده است؟ تو همیشه به من می‌آموختی كه تنبلی كلید همه‌ی بدی‌هاست و من نمی‌فهمیدم كه چه چیزی باعث می‌شود تا یكی تنبل باشد و دیگری نباشد. این بچه‌ها با تنبلی میانه‌ای ندارند. تو گویی جان آنان رودی است كه به دریای عظیمی از شور و اشتیاق و اراده و عزم و تصمیم و صبر وصل است كه تمامی ندارد، و تو می‌دانی كه این تلاش عظیم برای چیست.

غروب شده است. بعضی از بچه‌ها دارند برای یك تك شبانه آماده می‌شوند، و هنوز آن تلاش عظیم ادامه دارد. یكی از بچه‌ها اذان می‌گوید و آوای ملكوتی اذان در آن غروب زیبایی كه صبح عدالت جهانی و طلوع حق را در پی دارد، با چه احساس شگفت‌آوری همراه است. آدم حس می‌كند كه با همه‌ی تاریخ پیوند خورده است.

صبح، بعد از زیارت عاشورا و خواندن دعای فرج، پای سفره‌ی حضرت زهرا (س) نشستیم. بچه‌ها سفره‌های جبهه را سفره‌ی حضرت زهرا می‌خوانند و من، نمی‌دانم چرا، اما با تمام جانم این حقیقت را احساس می‌كنم. نان خشك و پنیر و خرما. این سفره‌ها شبیه همان سفره‌ای است كه شما با خود به سر زراعت می‌بردید و من هنوز یاد آن را در خاطر دارم. سفره‌ی قناعت. و من درس قناعت را برای نخستین بار از شما آموختم.

پدر جان، سفره‌ی این بچه‌ها هم با سفره‌های دیگر خیلی تفاوت دارد. تفاوتش در اینجاست كه این سفره‌ها سفره‌ی قناعت است، سفره‌ی حضرت زهراست و ما میهمان او هستیم. نانش طعم و بوی همان نانی را دارد كه از تنور خانه‌مان بیرون می‌آید، تا آنجا كه فكر كردم شاید از همان نان‌هایی است كه شما برای جبهه فرستاده‌اید.

كاش اینجا بودی و آرزوهایت را فرا رویت می‌دیدی. پدر جان، مگر تو همواره آرزوی‌ حضور در صحرای كربلا را نداشتی؟ مگر نبود كه وقتی نام حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه را می‌شنیدی، انگار كه اسم خودت را می‌شنوی، اشك از چشمانت سرازیر می‌شد؟

دشمن ما وابسته به سلاح‌های جور واجوری است كه به قیمت نوكری‌اش به او داده‌اند، اما مؤ‌من وابسته نیست. هر نوع وابستگی مؤ‌من را از وصول به حق باز می‌دارد و همچون غل و زنجیری كه بر دست و پای زندانیان می‌بستند، او را به زمین می‌چسباند و قدرت قیام را از او می‌گیرد. مؤ‌من اگر وابستگی داشته باشد نمی‌تواند قیام كند و عصر ما عصر قیام است.

دشمن مرتباً با هواپیما حمله‌ور می‌شود و از سلاح‌های شیمیایی هم استفاده می‌كند. و پدر جان، من به یاد سگ‌های آبادی می‌افتم كه وقتی حمله‌ور می‌شدند، اگر نمی‌ترسیدی، هرگز جرأت جلو آمدن را نداشتند و به كوچك‌ترین تكان دست تو پا به فرار می‌گذاشتند؛ واگرنه، اگر از آنها می‌ترسیدی، جرأت می‌یافتند و حمله می‌كردند. اسرائیل سرزمین‌های ما را همین‌گونه اشغال كرده و روش‌های صدام نیز همان‌گونه است.

پدر جان، من انگیزه‌ی این تلاش عظیم را همیشه در می‌یافتم، اما امروز، امروز كه فیلمبردارهای جهاد تلویزیون آمده بودند و ما ماسك‌هایمان را امتحان می‌كردیم، بیش‌تر از پیش دریافتم كه این رود عظیم شور و اشتیاق و اراده و عزم و تصمیم به چه دریایی اتصال دارد و ریشه‌ی این تلاش در كدام خاك بارور نشسته است. آنها فیلم می‌گرفتند و از ما می‌پرسیدند كه چه آرزویی دارید. من به دلم رجوع كردم و دیدم... شما خود می‌دانید، نیاز به گفتن نیست. (نه برادر، این آرزوی تو تنها نیست، آرزویی است كه ریشه در جان همه‌ی مسلمین دارد.)

پدر جان، من این رسالت را به سنگینی بر گرده‌ی خویش احساس می‌كنم كه خداوند ما را برای تحقق همین اهداف به صحنه‌ی حیات كشانده است. امروز من در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها طلیعه‌ی آزادی قدس و تحقق این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر قرآن را به‌روشنی می‌بینم. همه به‌حق می‌گویند «راه قدس از كربلاست.» معنای این سخن چیست؟ وقتی پای صحبت پدران و مادران شهدا بنشینیم در می‌یابیم.

قدس مظهر جراحتی است كه بر قلب امت اسلام وارد شده است و این جراحت را جز به‌ خون نمی‌توان شست. امروز وعده‌های قرآن بیش از پیش به تحقق نهایی خویش نزدیك شده است و امت اسلام دریافته است كه چگونه باید برای آزادی قدس اقدام كند.

اكنون صدام و حزب بعث عراق بزرگ‌ترین سدی است كه در برابر وحدت منطقه‌ی اسلامی و قیام همگانی برای آزادی قدس قرار دارد. «راه قدس از كربلا می‌گذرد» بدین معناست كه تا ما این سد را از سر راه برنداشته‌ایم، هرگز نمی‌توانیم به نجات قدس بشتابیم. بله پدر جان، برای آزادی قدس راهی جز این وجود ندارد. صدام دشمن خداست و برای وصول به توحید باید او را از میان برداشت.

خط مقدم منطقه‌ی عملیاتی والفجر هشت‌
در خط، رزمندگان اسلام، این راهیان كربلایی سیدالشهدا در قرن پانزدهم هجری قمری، با تمام وجود معنای این سخن را دریافته‌اند و می‌دانند كه باید برای قیام در برابر دشمن از وابستگی‌ها گذشت و از سختی‌ها نهراسید.

قدس جلوه‌ی بركت خدا و پله‌ی نخستین معراج انسان است و مسلمین برای دستیابی به اهداف نهایی اسلام چاره‌ای ندارند جز اینكه بر قدس شریف دست یابند، و راه قدس نیز از كربلاست كه می‌گذرد. حضرت امام امت، ادام الله ظله الشریف، همواره بر همین معناست كه تأكید می‌ورزد. وظیفه‌ی ما عمل به تكلیف است، هر چند كه این به از بین رفتن همه‌ی ما بینجامد _ كه البته اینچنین نخواهد شد.

این فریاد درست در زمانه‌ای بلند شده است كه شیطان حاكمیت خویش را بر كره‌ی زمین كامل می‌انگاشت و بشر غربی به پایین‌ترین مراتب هبوط خویش در لجن حیوانیت رسیده است. اكنون خداوند بار دیگر توبه‌ی بشریت را پذیرفته است و این انسان‌های از خود گذشته، این بهترین بندگان خدا، هر یك به مثابه دژ مستحكمی هستند كه راه بر شیطان و جنود او بسته‌اند.

معنای باطنی «راه قدس از كربلا می‌گذرد» نیز همین است. راه ما به سوی قدس كه معرج نخستین معراج تكامل انسان است، راهی كربلایی است و راه كربلایی راهی است كه با تحمل مشقات و از خود گذشتگی همراه است.

این جوانان هر یك جلوه‌ای از ابوالفضل عباس (ع) و قاسم و علی‌اكبر و عون و جعفر هستند و تحقق آرزوهای خویش را در كربلا می‌بینند و خدا دعای آنان را مستجاب كرده است. اینها با آن غفلت‌زده‌های خسته و كسلی كه در شهرها و این سوی و آن سوی پراكنده‌اند و هیچ چیز آنان را به صحنه‌های عظیم تحقق تاریخ فردا پیوند نمی‌زند خیلی تفاوت دارند. این تفاوت از كجا آمده است؟ تو گویی جان آنان رودی است كه به دریای عظیمی از شور و اشتیاق، اراده و عزم و تصمیم و صبر وصل است كه تمامی ندارد. آنان از مرز خواسته‌های حیوانی وجود خویش گذشته‌اند و با مرگ خو گرفته‌اند و به حیات جاودانی عشق در جوار رحمت حق رسیده‌اند.

در عصری اینچنین، در روزگاری كه بشر بنده‌ی اهوای خویش است و بت خویشتن را می‌پرستد، ظهور این جوانان چه معنایی دارد؟ اینان طلیعه‌دار عصر توبه‌ی بشریت و نمونه‌ای از انسان‌های آینده هستند و آینده‌ی انسان آینده‌ای الهی است. آنان ابراهیم‌وار هجرت كرده‌اند و اسماعیل‌گونه سر به قربانگاه سپرده‌اند تا انسان به خلیفه‌ی اللهی و امامت رسد و این است معنای باطنی این سخن كه راه قدس از كربلا می‌گذرد. راه قدس با كاهلی و تن‌آسایی و دل به جیفه‌ی بی‌مقدار دنیا بستن میانه‌ای ندارد. راه قدس مرد جنگ می‌خواهد و مرد جنگ نیز كربلایی است و كربلایی، مرد میدان عشق است و از سختی‌ها و مشقات و سرباختن‌ها و جان دادن‌ها نمی‌هراسد.

برای دریافت حقیقت آنچه در جبهه‌های نبرد می‌گذرد باید این‌همه را در مجموعه‌ی تاریخ جهان نگریست، و باید این نكته‌ی بسیار شگفت را دریافت كه چگونه این وقایع تاریخ آینده‌ی كره‌ی زمین را به جانب تحقق وعده‌های قرآن می‌كشاند. سوره‌ی «اسرا» را بخوان و خصال یاوران مهدی را بنگر، و حال بدین راهیان امروزی كربلا كه به مقتضای انتظار عمل كرده‌اند و به جبهه‌ها شتافته‌اند نگاه كن. چه می‌بینی؟ آری برادر، وقت آن رسیده است كه یك بار دیگر نشانه‌ی تحقق وعده‌های الهی را در آنچه می‌گذرد ببینیم و با یقینِ بیش‌تر پای در راهی نهیم كه از كربلا به سوی قدس می‌رود.

منبع: سایت شهید آوینی

 





نوع مطلب : فرهنگ مقاومت، 
برچسب ها : شهید آوینی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





وصیت شهدا
نظرسنجی
نظرتان در مورد مطالب درج شده:





روزشمار جنگ
مستندات
چندرسانه ایی
هشت سال جنگ
مطالب اخیر
معرفی وبگاه
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

ساعت و تقویم
 
 
بالای صفحه